|
|
|
|
|
پاسخی در انتهای ترم به سوال اول ترم در آغازین روزهای این نیمسال که با درس مطالعات ادیان در خدمت دکتر گیویان بودیم مطرح شد که آنچه یک تعریف مورد پذیرش از دین می تواند باشد و آنچه که یک تعریف مناسب از ایمان است کمی دور از دسترس است. چرا که در دو رویکردی که در مقابل ماست یعنی رویکرد تبیینی یا تفسیری هریک در روش و غایت یکدیگر را نارسا و نا مناسب میدانند. و سوال بنیادین ما به این نقطه رسید که با چه رویکردی باید به مطالعه دین پرداخت و تعریف از دین و ایمان با کدام رویکرد صحیح است؟ آیا ما باید در مطالعه دین به متون مراجعه کنیم یا به اجتماع مومنین؟ آنچه در ادامه می اید صرفا نظر یک دانشجوست که میتواند اشتباه یا درست باشد و این نظر قابل اصلاح و تجدید نظر است و از خوانندگان دعوت می کنم نظر خود را در این باب ارائه کنند. در مورد رویکرد مطالعات دین از منظر یک مومن به دین اسلام باید عرض کنم که چنانچه ما امامان معصوم خود را خلفای الهی در زمین بدانیم و برای آنان علمی مافوق علم بشری قائل باشیم، جواب سوال ما از بیان آنان با کمی دقت نتیجه گرفته می شود. به این روش که وقتی ما می بینیم کسی که از اولیای دین و نماد دین و دینداران و دارای مقامات دینیِ مافوق تصور است، در مورد دین و تعریف از آن نظر می دهد و ما آن نظر را بخاطر علم فوق بشری او صائب می دانیم، پس نتیجه می گیریم که برای نظر دادن در باب دین می توان و باید در سطوح عالی دینداری و علم به ظواهر و بواطن دین و فهم عمیق از دین بود و در اینجا روش علوم تجربی و نگاه از بیرون کارایی ندارد. اما اگر از منظر برون دینی به قضیه نگاه کنیم و ایمان خود به یک دین را در نظر نگیریم، این پرسش در همین فضای مبهم و بدون پاسخ درست قطعی باقی خواهد ماند. اما در مورد مطالعه دین که به متون مقدس مراجعه کنیم یا به اجتماع مومنان؟ این سوالی است قابل تامل. چرا که اگر از زاویه مردم نگاری به مطالعات دین بپردازیم آنگاه خود مطالعه مومنان هم یعنی مطالعه متن. چرا که در مردم نگاری به اجتماع به مثابه متن نگریسته می شود. حال سوال اساسی این است که کدام متن واقعی تر است و کدامیک اصالت بیشتری دارد؟ اگر بگوییم متون مقدس مکتوب خواهید گفت که پس ما نیازی به روش مردمنگارانه نداریم و مومنان را مطالعه نمی کنیم و از نتیجه و دستاورد دین برای بشر غافل خواهیم ماند. و اگر بگوییم مطالعه اجتماع مومنان اصالت دارد و مهمتر است و واقعی تر است خواهید گفت پس این همه تفاوت در میان دو اجتماع مومن به یک آئین در یک زمان چگونه رخ داده است؟ واز طرفی این ویژگیهای جوامع مومنان هم در هیچ دو زمانی شبیه به هم نیستند! مثلا اجتماع مومنان در عصر رسول خدا و عصر امیر المومنین شبیه نیستند و نیز عصر صدر اسلام و امروز متفاوت اند. حال با این همه تغییر چه کنیم؟ آیا ذات دین پویاست؟ ویا اینکه ذات لایتغیری برای دین قائل شویم و دوباره به اصالت متون مقدس رای دهیم ولی این بار مردم را در نحوه اجرای دین مطابق با زمان خود آزاد بگذاریم؟ به نظر می رسد که حالت اخیر درست تر باشد. البته باید در نظر داشت که لازم است برای عدم انحراف دین و عدم تغییر اساسی در هسته مرکزی و اولیه دین در طول زمان لازم است چیزی از جنس متن مقدس در میان اجتماع مومنین حضور زنده و فعال داشته باشد تا نگذارد که متن مقدس و هسته اصلی و اساسی دین در اثر تغییرات زمان منحرف یا نابود گردد و این همان اعتقاد شیعه در مورد امامت است. پس بطور خلاصه بنده با رویکرد تفسیری در مطالعه دین موافقم و معتقد به مطالعه متون مقدس برای فهم دین هستم. البته در صورتی که یک نماینده از متن مقدس در میان اجتماع مومنان حاضر باشد. و اگر چنین نباشد همانگونه که بیان شد، این سوال بدون پاسخ می ماند و پاسخ درستی نخواهد داشت. و اینگونه است که ادیان غیر از اسلام شیعی دوازده امامی پاسخ درخوری به سوال فوق نخواهند داشت و مطالعه شان همواره با این تردید روبروست که آیا آنچه مطالعه می شود همان چیزی است که بدنبال مطالعه آن(یعنی دین) بودیم؟! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 17 تیر1388ساعت 10:5 توسط محمد کاظم طاهري
|
|
||
|
|
|
|
|
تمايز امر قدسي از کمال اخلاقي و خير فلسفي
از نظر اتو مفهوم مقدس و قداست به معناي ارزشي و اخلاقي و يا محاوره اي نيست. خداوند يا امر قدسي، نه کمال فلسفي است و نه خير اخلاقي، قدسي امري منحصربه فرد است و قابل فروکاستن به هيچ مفهوم و مقوله ديگري نيست. اتو در پايان اين فصل امر قدسي را به يک x يا مجهولي ناشناخته و درک ناپذير تشبيه مي کند و مي گويد: اين x دقيقا عين آن چيزي نيست که ما تجربه مي کنيم، قابل تعليم به ديگري هم نيست بلکه بايد در هر شخصي بيدار شود و در روح او برانگيخته شود. درست شبيه ديگر مواردي که الهام آميزند و از درون شخص سر برمي کشند و روح او را تسخير نموده و فرا مي گيرند. اتو با هرگونه اخلاقي کردن يا عقلي کردن امر قدسي مخالفت مي کند وي امر قدسي را وراي مفهوم و عقل و اخلاق مي داند و معتقد است تنها با تجربه کردن و احساس مستقيم و بي واسطه است که مي توان امر قدسي را شناخت و اين نيز موقوف عنايت است نه آموزش و تعليم. و اين خود نشان دارد که رويکرد وي ايمان گرايانه است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388ساعت 17:54 توسط محمد کاظم طاهري
|
|
||
|
|
|
|
|
تجربه عرفاني يا نبوت؟ مسألة مورد نظر ما، وحدت تجارب پيامبر با تجارب عارف يا تغاير آنها است؛ پيامدي كه پيشتر به آن اشاره كردهايم؛ چرا كه طبق ذاتگروي، تجارب پيامبر و عارف از يك سنخ هستند و هستة مشتركي دارند؛ ولي بر اساس ساختيگروي، دربارة تجارب، با كثرت غيرقابل تحويل به هسته و تجربهاي واحد روبهرو هستيم و تجارب پيامبران و عارفان هم از اين اصل مستثنا نيستند. اقبال لاهوري نيز كه ذاتگراست ميگويد: تجربة پيامبر، يعني تجربة وحياني و تجربة عارف، تفاوت گوهري ندارند. تفاوت اين تجارب را در امري عرضي و بيرون از هر دو بايد جست. پيامبر، پس از تجربة خود، حالتي ويژه در خويشتن احساس ميكند كه بايد برگردد؛ ولي عارف ترجيح ميدهد كه بر نگردد و در همان حالات و تجارب خود باقي بماند. عارف نميخواهد از «تجربة اتحادي»اش به زندگي اين جهاني بازگردد و اگر هم بنا به ضرورت بازگردد، بازگشت او براي بشر سود فراواني ندارد؛ ولي بازگشت پيامبر، جنبة خلاقيت و ثمربخشي دارد؛ بازميگردد و جهان تازهاي ميآفريند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388ساعت 17:50 توسط محمد کاظم طاهري
|
|
||
|
|
|
|
|
توضیح اتو درباره خدا خدا شباهتي با هيچ از موجودات ديگر ندارد و هرچه درباره او گفته شود جز به طريق رمز و تمثيل و زبان نمادين نيست.
خدا فوق عقل و توصيف است و موجودي درک ناپذير و تعريف ناپذير است و هرگونه تعريف خدا از طريق تمثيل و قياس است و رنگ بشري دارد و آميخته با محدوديت هاي بشري است، بنابراين خدا را با عقل نمي توان شناخت و عقل بشري ناتوان تر از آن است که بتواند خدا را درک کند و صفاتي را که در واپسين تحليل به خدا نسبت مي دهد محدود و متعين بوده و درخور يک موجود مشروط و مقيد است نه خداي مطلق و نامتناهي. اتو از همين جا نتيجه مي گيرد که بنابراين نمي توان و نبايد دين را در محدوده عقل جستجو کرد و در مرزهاي محدود عقل به بند کشيد و محدود ساخت بلکه دين شامل و حاوي امور فراعقلاني است که در عين حال که ضد عقل نيستند اما عقل نمي تواند آن را فراچنگ آورد و براي عقل دسترس ناپذيرند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388ساعت 11:21 توسط محمد کاظم طاهري
|
|
||
|
|
|
|
|
ویژگیهای نومن الف) جنبه هراس انگيز يا ترس زايي: اولين احساسي که از اين هراس برمي خيزد احساس حيرت و غربت است. يعني انسان به هنگام تجربه نومن، احساس ترس و هيبت مي کند؛ نظير همان ترسي که حضرت موسي هنگام تکلم با خدا احساس کرد. ترس ديني حالت روحي اي است که در اثر ترس حضور نومن به فرد دست داده است و حالت خشوع و اطاعت را به همراه دارد. از اين رو اين ترس، همان ترسي نيست که فرويد آن را منشا دين مي دانست. به نظر اتو، اديان از اين احساس عميق پديد مي آيند و به تدريح تکامل مي يابند. منشا دين، ترسي است که با تجلي نومن در شخص پديد مي آيد.
ب) جنبه جلال و کشش: فردي که نومن را تجربه مي کند، نيرومندي و قدرتي را در او مي بيند و از همين رو در مقابل نومن احساس عجز و ناتواني کرده مي گويد که هرچه هست تويي و من هيچم. و هيبتناکي او موجب پيدايش نوعي هراس لذت بخش در آدمي مي شود که از او حريم بگيرد و قلمرو بندگي را با الوهيت اشتباه نگيرد.
ج) جنبه انرژي زايي: نومن جنبه انرژي زايي دارد و در اين مقوله مي توان غضب الهي را جاي داد؛ مانند غضب يهوه، خداي قوم يهود. تمام صفات خدا مانند حيات، احساس، اراده، قدرت، فعليت، متعلق به اين مقوله هستند. اتو مي گويد: همين نيرو بود که در لوتر به صورت ايمان جلوه کرد و او را عليه اراسموس برمي انگيخت.
د) جنبه راز و سر که اتو آن را “مطلقا ديگر” نام نهاده است: فرد ديندار در تجربه اش، نومن را موجودي مطلقا ديگر مي يابد؛ يعني موجودي غير از خودش که با او مواجهه دارد. اين “مطلقا ديگر” با صفات سلبي بيان مي شود. “مطلقا ديگر” فراسوي عقل و فهم است و به ادراک در نمي آيد و در مقولات ذهني نمي گنجد. يعني رازآميزي او باعث مي شود که فراتر از عقل و درک آدمي قرار بگيرد . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388ساعت 11:20 توسط محمد کاظم طاهري
|
|
||
|
|
|
|
|
نومن یا امر قدسی (Numen) اين واژه که از زبان لاتين گرفته شده است، به معناي موجود ماوراء طبيعي است که بيان ناپذيري، تعبيرناپذيري، غيرقابل توصيف بودن، از چنگ عقل گريختن و پس زدن هرگونه تحليل مفهومي از خصوصيات امر قدسي است. نقطه محوري در نظريات اتو تحليل نومن است. انسان ها، نومن را تجربه مي کنند، تجلي نومن براي آنها احساس عبوديت مي آورد يعني احساس عبد و مخلوق بودن مي کنند که از آن اتو تعبير به آگاهي مخلوقانه يا احساس مخلوقيت مي کند. اين احساس، احساس يک مخلوق است که آغشته و مغلوب نيستي و عدم است و در مقابل موجودي قرارگرفته که برتر از همه مخلوقات است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388ساعت 11:17 توسط محمد کاظم طاهري
|
|
||
|
|
|
|
|
تجربه دینی در نگاه اتو حالات مختلف ديني که دينداران دارند تجربه ديني است؛ مثلا نماز نوعي تجربه ديني است. همه انسانها در طول تاريخ نوعي رويارويي با موجود برتر و يا خدا و يا يهوه و يا پدر و... داشته اند. همه اين مواجهه ها تجربه ديني اند. شهود عرفا نيز از اين سنخ است و به طور کلي تجربه ديني نوعي ارتباط، که اين رابطه مي تواند مصاديق متفاوتي داشته باشد. براي نمونه نمازخواندن يک مسلمان، به کليسا رفتن يک مسيحي و... با موجودي برتر است که در حالات معنوي انسان ها دخيل است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388ساعت 11:9 توسط محمد کاظم طاهري
|
|
||
|
|
|
|
|
تجربه (احساس) مینوی تجارب همة اديان، تجربة واحدي كه همان تجربة مينوي هستند و در اين مشتركند.
تجربة مينوي، هستة بيواسطه همة تجارب ديني است. در نتيجه تجارب همة دينداران، و تجارب پيامبران و تجارب عارفان، در اصل، هستهاي مشترك دارند.
اتو در كتاب مفهوم امر قدسى تلاش مىكند ميان احساسهاى مينوى يا مذهبى و احساسهايى كه ممكن استبا آنها در آميخته شود، مانند احساس امر عالى، تمايز روشنى برقرار سازد. احساس مينوى دو جنبه اصولى دارد. يك احساس وحشت دينى و يك احساس جذبه و شيفتگى دينى.
احساسهاى مينوى يگانهاند، آنها را نمىتوان به عنوان تركيبى از احساسهاى غير مينوى، مانند عشق، ترس يا وحشت; يك احساس درباره امر عالى و مانند آن تحليل كرد.
ثانيا توانايى احساسهاى مينوى قابل شرح و توصيف نيست; هرچند اين توانايى ممكن است تنها در شرايط خاصى ظهور يابد، اما اين شرايط شرح كافى توانايى مورد بحث را تشكيل نمىدهد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 11:18 توسط محمد کاظم طاهري
|
|
||
|
|
|
|
|
آثار اتو نام برخي از تاليفات او که به زبان انگليسي ترجمه شده بدين قرار است: طبيعت گرايي و دين Naturalism and Religion
دين فيض در هند Indias Religion of Grace
ملکوت خدا و فرزند انسان The Kingdo of God and the son of Man
مقالات ديني Religion Essays
عرفان در شرق و غرب Mysticism East And West
گيتاي اصلي The original Gita
مفهوم امر قدسی The Idea of the Holy |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 11:3 توسط محمد کاظم طاهري
|
|
||
|
|
|
|
|
بیوگرافی ردولف اتو
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 10:57 توسط محمد کاظم طاهري
|
|
||
|
|
|
|
|
کشف کنایات عرفانی در اشعار حافظ اگر چه درک معانی عرفانی از اشعار حافظ نیاز به خبرگی دارد ولی لزومی ندارد که ما خود عارف باشیم تا به معنای بعضی از این کنایات پی ببریم. حتی لازم نیست حتما از بعد روانشناسی دین به این استعاره ها بنگریم. بلکه همانند گیرتز کافی است تفسیر گرا باشیم تا آنچه را که بزرگان دین آنرا تعریف از دین می دانند ما نیز بپذیریم و آن معنایی که ایشان از این کنایات منظر دارند را از زبان هم سنخان خود این عرفا دریابیم. بریا نمونه چند واژه پرکاربرد در اشعار حافظ را از زبان عارف نامی علامه ابوالفضائل حسن زاده آملی بدانیم. این کلیدهای رازگشای حافظ در کتاب شریف نور علی نور فی ذکر و ذاکر و مذکور صفحات ۹۰ و ۹۱ موجود است.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 24 خرداد1388ساعت 11:30 توسط محمد کاظم طاهري
|
|
||
|
|
|
|
|
استعاره هاي جنسي در غزلهاي 351 تا 375 ديوان حافظ بنا بر آنچه که در کلاس بحث شد قرار شد که هر یک از دوستان برای چند غزل از دیوان حافظ زحمت این کار را بکشند و از غزلیات حافظ استعاره های جنسی را استخراج کنند که از ۳۵۱ تا ۳۷۵ به اسم ما در آمد. غزل352: زلف دلبر دام راه و غمزه اش تير بلاست ياد داري دل که چندينت نصيحت ميکنم غزل354: به مژگان سيه کردي هزاران رخنه در دينم بيا کز چشم بيمارت هزاران درد برچينم غزل356: گرم از دست برخيزد که با دلدار بنشينم زجام وصل مِي نوشم زباغ عيش گل چينم شراب تلخ صوفي سوز بنيادم بخواهد برد لبم بر لب نه اي ساقي و بستان جان شيرينم لبت شکر به مستان داد و چشمت مي به ميخواران منم کز غايت حرمان نه با آنم نه با اينم غزل360: بعد از اين دست من و زلف چو نخجير نگار چند و چند از پي کام دل ديوانه روم غزل362: ديدار شد ميسر و بوس و کنار هم از بخت شکر دارم و از روزگار هم غزل365: هم جان بدان دو نرگس جادو سپرده ايم هم دل بدان دو سنبل هندو نهاده ايم
بنياد بر کرشمه ي جادو نهاده دايم
همچون بنفشه بر سر زانو نهاده ايم غزل368: عشوه اي از لب شيرين تو دل خواست به جان به شکر خنده لبت گفت مزادي طلبيم |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 16 خرداد1388ساعت 10:52 توسط محمد کاظم طاهري
|
|
||
|
|
|
|
|
ميزان مقبوليت تعريف گيرتز از دين با توجه به آموزه های سوره حمد
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 16:58 توسط محمد کاظم طاهري
|
|
||
|
|
|
|
|
میزان مقبولیت تعریف دورکیم از دین با توجه به آموزه های سوره حمد *قایل شدن شانی معادل عقاید برای اعمال : پذیرفتنی: {ایاک نعبد(عمل) و ایاک نستعین(عقیده و نظر)} *رد کردن ذاتی دانستن عقیده برای دین: غیر قابل پذیرش:{الحمد لله رب العالمین... مالک یوم الدین} *دین به مثابه سیمان اجتماع و مایه قوام آن: پذیرفتنی:{ایاک نعبد و ایاک نستعین-اهدنا(ضمیر نحن: این یعنی ایجاد یکدلی در میان مومنین با انجام همگانی یک عمل آن هم ترجیحا بصورت دسته جمعی)...الذین انعمت علیهم(معرفی یک الگوی عمل برای جامعه)} *اهمیت کارکردهای اجتماعی و یا عمومی دین و اهمیت فوق العاده کامیونیتاس: پذیرفتنی:{ایاک نعبد(اهمیت فوق العاده عبادات جمعی مثل نماز جماعت)...غیر امغضوب علیهم(کارکرد اجتماعی پیشگیری از رفتار غیر مومنانه و گمراهانه)} |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 10:54 توسط محمد کاظم طاهري
|
|
||
|
|
|
|
|
آيين بودا (Buddha) از شاخه هاى كيش هندوست . اين آيين از هندوستان بيرون آمده و سراسر مناطق خاورى را در نورديده است و به علت داشتن انديشه هاى عرفانى لطيف و گسترش در مناطق پرجمعيت جهان ، پيروان زيادى دارد و اخيرا به اروپا و آمريكا نيز سرايت كرده است . بودا نام اصلى او سيدرتا است، مردى از خاندان كاشاتريا از شاهزادگان و اشراف هند كه در منطقه بنارس به دنيا آمد. بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 5:26 توسط محمد کاظم طاهري
|
|
||
|
|
|
|
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 23 فروردین1388ساعت 15:6 توسط محمد کاظم طاهري
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 23 فروردین1388ساعت 14:49 توسط محمد کاظم طاهري
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 20 فروردین1388ساعت 14:30 توسط محمد کاظم طاهري
|
|
||
|
|
|
|
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 13:10 توسط محمد کاظم طاهري
|
|
||
|
|
|
|
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 12:38 توسط محمد کاظم طاهري
|
|
||