تبليغاتX
تاريخ اديان
وبلاگي براي فعاليتهاي درس مطالعات دين استاد دکتر گيويان

پاسخی در انتهای ترم به سوال اول ترم

در  آغازین روزهای این نیمسال که با درس مطالعات ادیان در خدمت دکتر گیویان بودیم مطرح شد که آنچه یک تعریف مورد پذیرش از دین می تواند باشد و آنچه که یک تعریف مناسب از ایمان است کمی دور از دسترس است.

چرا که در دو رویکردی که در مقابل ماست یعنی رویکرد تبیینی یا تفسیری هریک در روش و غایت یکدیگر را نارسا و نا مناسب میدانند. و سوال بنیادین ما به این نقطه رسید که با چه رویکردی باید به مطالعه دین پرداخت و تعریف از دین و ایمان با کدام رویکرد صحیح است؟

آیا ما باید در مطالعه دین به متون مراجعه کنیم یا به اجتماع مومنین؟

آنچه در ادامه می اید صرفا نظر یک دانشجوست که میتواند اشتباه یا درست باشد و این نظر قابل اصلاح و تجدید نظر است و از خوانندگان دعوت می کنم نظر خود را در این باب ارائه کنند.

در مورد رویکرد مطالعات دین از منظر یک مومن به دین اسلام باید عرض کنم که چنانچه ما امامان معصوم خود را خلفای الهی در زمین بدانیم و برای آنان علمی مافوق علم بشری قائل باشیم، جواب سوال ما از بیان آنان با کمی دقت نتیجه گرفته می شود. به این روش که وقتی ما می بینیم کسی که از اولیای دین و نماد دین و دینداران و دارای مقامات دینیِ مافوق تصور است، در مورد دین و تعریف از آن نظر می دهد و ما آن نظر را بخاطر علم فوق بشری او صائب می دانیم، پس نتیجه می گیریم که برای نظر دادن در باب دین می توان و باید در سطوح عالی دینداری و علم به ظواهر و بواطن دین و فهم عمیق از دین بود و در اینجا روش علوم تجربی و نگاه از بیرون کارایی ندارد. اما اگر از منظر برون دینی به قضیه نگاه کنیم و ایمان خود به یک دین را در نظر نگیریم، این پرسش در همین فضای مبهم و بدون پاسخ درست قطعی باقی خواهد ماند.

اما در مورد مطالعه دین که به متون مقدس مراجعه کنیم یا به اجتماع مومنان؟ این سوالی است قابل تامل. چرا که اگر از زاویه مردم نگاری به مطالعات دین بپردازیم آنگاه خود مطالعه مومنان هم یعنی مطالعه متن. چرا که در مردم نگاری به اجتماع به مثابه متن نگریسته می شود. حال سوال اساسی این است که کدام متن واقعی تر است و کدامیک اصالت بیشتری دارد؟ اگر بگوییم متون مقدس مکتوب خواهید گفت که پس ما نیازی به روش مردمنگارانه نداریم و مومنان را مطالعه نمی کنیم و از نتیجه و دستاورد دین برای بشر غافل خواهیم ماند. و اگر بگوییم مطالعه اجتماع مومنان اصالت دارد و مهمتر است و واقعی تر است خواهید گفت پس این همه تفاوت در میان دو اجتماع مومن به یک آئین در یک زمان چگونه رخ داده است؟ واز طرفی این ویژگیهای جوامع مومنان هم در هیچ دو زمانی شبیه به هم نیستند! مثلا اجتماع مومنان در عصر رسول خدا و عصر امیر المومنین شبیه نیستند و نیز عصر صدر اسلام و امروز متفاوت اند. حال با این همه تغییر چه کنیم؟ آیا ذات دین پویاست؟ ویا اینکه ذات لایتغیری برای دین قائل شویم و دوباره به اصالت متون مقدس رای دهیم ولی این بار مردم را در نحوه اجرای دین مطابق با زمان خود آزاد بگذاریم؟

به نظر می رسد که حالت اخیر درست تر باشد. البته باید در نظر داشت که لازم است برای عدم انحراف دین و عدم تغییر اساسی در هسته مرکزی و اولیه دین در طول زمان لازم است چیزی از جنس متن مقدس در میان اجتماع مومنین حضور زنده و فعال داشته باشد تا نگذارد که متن مقدس و هسته اصلی و اساسی دین در اثر تغییرات زمان منحرف یا نابود گردد و این همان اعتقاد شیعه در مورد امامت است.

پس بطور خلاصه بنده با رویکرد تفسیری در مطالعه دین موافقم و معتقد به مطالعه متون مقدس برای فهم دین هستم. البته در صورتی که یک نماینده از متن مقدس در میان اجتماع مومنان حاضر باشد. و اگر چنین نباشد همانگونه که بیان شد، این سوال بدون پاسخ می ماند و پاسخ درستی نخواهد داشت. و اینگونه است که ادیان غیر از اسلام شیعی دوازده امامی پاسخ درخوری به سوال فوق نخواهند داشت و مطالعه شان همواره با این تردید روبروست که آیا آنچه مطالعه می شود همان چیزی است که بدنبال مطالعه آن(یعنی دین) بودیم؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 تیر1388ساعت 10:5  توسط محمد کاظم طاهري  | 

 
تمايز امر قدسي از کمال اخلاقي و خير فلسفي
 

از نظر اتو مفهوم مقدس و قداست به معناي ارزشي و اخلاقي و يا محاوره اي نيست. خداوند يا امر قدسي، نه کمال فلسفي است و نه خير اخلاقي، قدسي امري منحصربه فرد است و قابل فروکاستن به هيچ مفهوم و مقوله ديگري نيست. اتو در پايان اين فصل امر قدسي را به يک x يا مجهولي ناشناخته و درک ناپذير تشبيه مي کند و مي گويد: اين x دقيقا عين آن چيزي نيست که ما تجربه مي کنيم، قابل تعليم به ديگري هم نيست بلکه بايد در هر شخصي بيدار شود و در روح او برانگيخته شود. درست شبيه ديگر مواردي که الهام آميزند و از درون شخص سر برمي کشند و روح او را تسخير نموده و فرا مي گيرند. اتو با هرگونه اخلاقي کردن يا عقلي کردن امر قدسي مخالفت مي کند وي امر قدسي را وراي مفهوم و عقل و اخلاق مي داند و معتقد است تنها با تجربه کردن و احساس مستقيم و بي واسطه است که مي توان امر قدسي را شناخت و اين نيز موقوف عنايت است نه آموزش و تعليم. و اين خود نشان دارد که رويکرد وي ايمان گرايانه است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت 17:54  توسط محمد کاظم طاهري  | 

  تجربه عرفاني يا نبوت؟

—مسألة‌ مورد نظر ما، وحدت‌ تجارب‌ پيامبر با تجارب‌ عارف‌ يا تغاير آن‌ها است؛ پيامدي‌ كه‌ پيش‌تر به‌ آن‌ اشاره‌ كرده‌ايم؛ چرا كه‌ طبق‌ ذات‌گروي، تجارب‌ پيامبر و عارف‌ از يك‌ سنخ‌ هستند و هستة‌ مشتركي‌ دارند؛ ولي‌ بر اساس‌ ساختي‌گروي، دربارة‌ تجارب، با كثرت‌ غيرقابل‌ تحويل‌ به‌ هسته‌ و تجربه‌اي‌ واحد روبه‌رو هستيم‌ و تجارب‌ پيامبران‌ و عارفان‌ هم‌ از اين‌ اصل‌ مستثنا نيستند. اقبال لاهوري نيز كه ذاتگراست ميگويد: تجربة‌ پيامبر، يعني‌ تجربة‌ وحياني‌ و تجربة‌ عارف، تفاوت‌ گوهري‌ ندارند. تفاوت‌ اين‌ تجارب‌ را در امري‌ عرضي‌ و بيرون‌ از هر دو بايد جست. پيامبر، پس‌ از تجربة‌ خود، حالتي‌ ويژه‌ در خويشتن‌ احساس‌ مي‌كند كه‌ بايد برگردد؛ ولي‌ عارف‌ ترجيح‌ مي‌دهد كه‌ بر نگردد و در همان‌ حالات‌ و تجارب‌ خود باقي‌ بماند. عارف‌ نمي‌خواهد از «تجربة‌ اتحادي»اش‌ به‌ زندگي‌ اين‌ جهاني‌ بازگردد و اگر هم‌ بنا به‌ ضرورت‌ بازگردد، بازگشت‌ او براي‌ بشر سود فراواني‌ ندارد؛ ولي‌ بازگشت‌ پيامبر، جنبة‌ خلاقيت‌ و ثمربخشي‌ دارد؛ بازمي‌گردد و جهان‌ تازه‌اي‌ مي‌آفريند.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت 17:50  توسط محمد کاظم طاهري  | 

  توضیح اتو درباره خدا

—خدا شباهتي با هيچ از موجودات ديگر ندارد و هرچه درباره او گفته شود جز به طريق رمز و تمثيل و زبان نمادين نيست.
—خدا فوق عقل و توصيف است و موجودي درک ناپذير و تعريف ناپذير است و هرگونه تعريف خدا از طريق تمثيل و قياس است و رنگ بشري دارد و آميخته با محدوديت هاي بشري است، بنابراين خدا را با عقل نمي توان شناخت و عقل بشري ناتوان تر از آن است که بتواند خدا را درک کند و صفاتي را که در واپسين تحليل به خدا نسبت مي دهد محدود و متعين بوده و درخور يک موجود مشروط و مقيد است نه خداي مطلق و نامتناهي. اتو از همين جا نتيجه مي گيرد که بنابراين نمي توان و نبايد دين را در محدوده عقل جستجو کرد و در مرزهاي محدود عقل به بند کشيد و محدود ساخت بلکه دين شامل و حاوي امور فراعقلاني است که در عين حال که ضد عقل نيستند اما عقل نمي تواند آن را فراچنگ آورد و براي عقل دسترس ناپذيرند.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت 11:21  توسط محمد کاظم طاهري  | 

 ویژگیهای نومن 

—الف) جنبه هراس انگيز يا ترس زايي: اولين احساسي که از اين هراس برمي خيزد احساس حيرت و غربت است. يعني انسان به هنگام تجربه نومن، احساس ترس و هيبت مي کند؛ نظير همان ترسي که حضرت موسي هنگام تکلم با خدا احساس کرد. ترس ديني حالت روحي اي است که در اثر ترس حضور نومن به فرد دست داده است و حالت خشوع و اطاعت را به همراه دارد. از اين رو اين ترس، همان ترسي نيست که فرويد آن را منشا دين مي دانست. به نظر اتو، اديان از اين احساس عميق پديد مي آيند و به تدريح تکامل مي يابند. منشا دين، ترسي است که با تجلي نومن در شخص پديد مي آيد.
 
—ب) جنبه جلال و کشش: فردي که نومن را تجربه مي کند، نيرومندي و قدرتي را در او مي بيند و از همين رو در مقابل نومن احساس عجز و ناتواني کرده مي گويد که هرچه هست تويي و من هيچم. و هيبتناکي او موجب پيدايش نوعي هراس لذت بخش در آدمي مي شود که از او حريم بگيرد و قلمرو بندگي را با الوهيت اشتباه نگيرد.

—ج) جنبه انرژي زايي: نومن جنبه انرژي زايي دارد و در اين مقوله مي توان غضب الهي را جاي داد؛ مانند غضب يهوه، خداي قوم يهود. تمام صفات خدا مانند حيات، احساس، اراده، قدرت، فعليت، متعلق به اين مقوله هستند. اتو مي گويد: همين نيرو بود که در لوتر به صورت ايمان جلوه کرد و او را عليه اراسموس برمي انگيخت.
 
—د) جنبه راز و سر که اتو آن را “مطلقا ديگر” نام نهاده است: فرد ديندار در تجربه اش، نومن را موجودي مطلقا ديگر مي يابد؛ يعني موجودي غير از خودش که با او مواجهه دارد. اين “مطلقا ديگر” با صفات سلبي بيان مي شود. “مطلقا ديگر” فراسوي عقل و فهم است و به ادراک در نمي آيد و در مقولات ذهني نمي گنجد. يعني رازآميزي او باعث مي شود که فراتر از عقل و درک آدمي قرار بگيرد .
+ نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت 11:20  توسط محمد کاظم طاهري  | 

  نومن یا امر قدسی (Numen)

اين واژه که از زبان لاتين گرفته شده است، به معناي موجود ماوراء طبيعي است که بيان ناپذيري، تعبيرناپذيري، غيرقابل توصيف بودن، از چنگ عقل گريختن و پس زدن هرگونه تحليل مفهومي از خصوصيات امر قدسي است. نقطه محوري در نظريات اتو تحليل نومن است. انسان ها، نومن را تجربه مي کنند، تجلي نومن براي آنها احساس عبوديت مي آورد يعني احساس عبد و مخلوق بودن مي کنند که از آن اتو تعبير به آگاهي مخلوقانه يا احساس مخلوقيت مي کند. اين احساس، احساس يک مخلوق است که آغشته و مغلوب نيستي و عدم است و در مقابل موجودي قرارگرفته که برتر از همه مخلوقات است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت 11:17  توسط محمد کاظم طاهري  | 

  تجربه دینی در نگاه اتو

حالات مختلف ديني که دينداران دارند تجربه ديني است؛ مثلا نماز نوعي تجربه ديني است. همه انسانها در طول تاريخ نوعي رويارويي با موجود برتر و يا خدا و يا يهوه و يا پدر و... داشته اند. همه اين مواجهه ها تجربه ديني اند. شهود عرفا نيز از اين سنخ است و به طور کلي تجربه ديني نوعي ارتباط، که اين رابطه مي تواند مصاديق متفاوتي داشته باشد. براي نمونه نمازخواندن يک مسلمان، به کليسا رفتن يک مسيحي و... با موجودي برتر است که در حالات معنوي انسان ها دخيل است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت 11:9  توسط محمد کاظم طاهري  | 

 تجربه (احساس) مینوی

—تجارب‌ همة‌ اديان، تجربة‌ واحدي‌ كه‌ همان تجربة‌ مينوي‌ هستند و در اين مشتركند.
—‌ تجربة‌ مينوي، هستة‌ بي‌واسطه‌ همة‌ تجارب‌ ديني‌ است. در نتيجه تجارب‌ همة‌ دينداران، و تجارب‌ پيامبران و تجارب‌ عارفان، در اصل، هسته‌اي‌ مشترك‌ دارند.
—اتو در كتاب مفهوم امر قدسى تلاش مى‏كند ميان احساسهاى مينوى يا مذهبى و احساسهايى كه ممكن است‏با آنها در آميخته شود، مانند احساس امر عالى، تمايز روشنى برقرار سازد. احساس مينوى دو جنبه اصولى دارد. يك احساس وحشت دينى و يك احساس جذبه و شيفتگى دينى.
—احساسهاى مينوى يگانه‏اند، آنها را نمى‏توان به عنوان تركيبى از احساسهاى غير مينوى، مانند عشق، ترس يا وحشت; يك احساس درباره امر عالى و مانند آن تحليل كرد.
—ثانيا توانايى احساسهاى مينوى قابل شرح و توصيف نيست; هرچند اين توانايى ممكن است تنها در شرايط خاصى ظهور يابد، اما اين شرايط شرح كافى توانايى مورد بحث را تشكيل نمى‏دهد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 11:18  توسط محمد کاظم طاهري  | 

 آثار اتو

نام برخي از تاليفات او که به زبان انگليسي ترجمه شده بدين قرار است:

طبيعت گرايي و دين   Naturalism and Religion
 
دين فيض در هند   Indias Religion of Grace
 
ملکوت خدا و فرزند انسان   The Kingdo of God and the son of Man
 
 مقالات ديني   Religion Essays
 
 عرفان در شرق و غرب   Mysticism East And West
 
گيتاي اصلي   The original Gita
 
مفهوم امر قدسی   The Idea of the Holy
+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 11:3  توسط محمد کاظم طاهري  | 

  بیوگرافی ردولف اتو

رودلف اتو (1937-1869 م.) متكلم آلمانى، در بخش پاين در هانوفر، (Hanover) در آلمان به دنيا آمد. او در شهر ارلانگن و گتينگن به تحصيل پرداخت، همانجا كه او در سال 1897 م. در الهيات سيستماتيك استاديار شد. اتو در سال 1904 به مقام استادى الهيات سيستماتيك در گتينگن نصب شد. او در برسلاو، در سال 1914 سپس در ماربورگ استاد الهيات گرديد و در سال 1929 بازنشسته شد.و تا آخر حيات خود در آنجا اقامت داشت. او مطالعات گسترده اي درباره مسيحيت و نيز اديان آسيايي و دين هاي ابتدايي به عمل آورد و حاصل همه اين مطالعات تاسيس “موزه اديان جهان” در ماربورگ بود که در آن روزگار يکي از مهمترين و معتبرترين دانشگاه ها از نظر تدريس رشته فلسفه و مطالعات ديني به شمار مي رفت. اتو هيچ گاه ازدواج نکرد و همواره مجرد زيست و سالياني دراز با يک راهبه بيوه و دخترش زندگي سعادتمندي را سپري کرد. او فعاليتهاي گسترده اي در جهت نزديک ساختن دين هاي جهان و ايجاد همکاري و همدلي بين آنها داشت. اتو در طول عمر خويش علاوه بر تدريس الهيات و تاريخ اديان و دين مسيح، کتابهاي متعددي نگاشت که برخي از آنها شهرت جهاني يافتند .

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 10:57  توسط محمد کاظم طاهري  | 

کشف کنایات عرفانی در اشعار حافظ

اگر چه درک معانی عرفانی از اشعار حافظ نیاز به خبرگی دارد ولی لزومی ندارد که ما خود عارف باشیم تا به معنای بعضی از این کنایات پی ببریم.

حتی لازم نیست حتما از بعد روانشناسی دین به این استعاره ها بنگریم. بلکه همانند گیرتز کافی است تفسیر گرا باشیم تا آنچه را که بزرگان دین آنرا تعریف از دین می دانند ما نیز بپذیریم و آن معنایی که ایشان از این کنایات منظر دارند را از زبان هم سنخان خود این عرفا دریابیم. بریا نمونه چند واژه پرکاربرد در اشعار حافظ را از زبان عارف نامی علامه ابوالفضائل حسن زاده آملی بدانیم. این کلیدهای رازگشای حافظ در کتاب شریف  نور علی نور فی ذکر و ذاکر و مذکور صفحات ۹۰ و ۹۱ موجود است.

پیر مغان: امیر المومنین

بزم: مجلس خواص اهل حق

تجلی: نور مکاشفت که بردل عارف سالک متجلی می شود.

ترسا: مرد روحانی که از صفات ذمیمه نفس پاک است.

خرابات: مقام فنا --- خراباتی: اهل فنا

خال: کنایه از وحدت مطلقه

خط: ظهور تعلق ارواح به اجسام

خمار و باده فروش: پیران کامل و مرشدان واصل

دیر مغان: مجلس عرفاء و اولیاء

رند: اشاره به اولیاء و عرفاء که وجود ایشان از غبار کدورت بشریت پاک گشته

ساقی: فیاض مطلق و گاهی هم به معنای ساقی کوثر

ساغر و صراحی: مراد دل عارف است، خُم خانه، میکده، میخانه

شاهد: معشوق

شراب: سکر محبت و جذبه حق

عشق: مقام ولایت مطلقه علویات عارفی است.

غمزه- کنار- بوسه: کنایه از فیوضات و جذبات قلبی است.

قلندر: صاحب مقام اطلاق حتی اطلاق از قید اطلاق

کلیسا و کنشت:  عالم معنا و شهود

مکاشفه- مشاهده- محاضره: حضور قلب انسان

زلف: کنایه از مرتبه امکانیه از محسوساتو معقولات

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 خرداد1388ساعت 11:30  توسط محمد کاظم طاهري  | 

استعاره هاي جنسي در غزلهاي 351 تا 375 ديوان حافظ

بنا بر آنچه که در کلاس بحث شد قرار شد که هر یک از دوستان برای چند غزل از دیوان حافظ زحمت این کار را بکشند و از غزلیات حافظ استعاره های جنسی را استخراج کنند که از ۳۵۱ تا ۳۷۵ به اسم ما در آمد.

غزل352:  زلف دلبر دام راه و غمزه اش تير بلاست 

  ياد داري دل که چندينت نصيحت ميکنم

غزل354:   به مژگان سيه کردي هزاران رخنه در دينم

 بيا کز چشم بيمارت هزاران درد برچينم

غزل356:   گرم از دست برخيزد که با دلدار بنشينم

زجام وصل مِي نوشم زباغ عيش گل چينم

             شراب تلخ صوفي سوز بنيادم بخواهد برد

 لبم بر لب نه اي ساقي و بستان جان شيرينم

     لبت شکر به مستان داد و چشمت مي به ميخواران

منم کز غايت حرمان نه با آنم نه با اينم

غزل360: بعد از اين دست من و زلف چو نخجير نگار

چند و چند از پي کام دل ديوانه روم

غزل362: ديدار شد ميسر و بوس و کنار هم 

از بخت شکر دارم و از روزگار هم

غزل365: هم جان بدان دو نرگس جادو سپرده ايم

 هم دل بدان دو سنبل هندو نهاده ايم

       تا سِحر چشم يار چه بازي کند که باز 

بنياد بر کرشمه ي جادو نهاده دايم

     بي زلف سرکشش سر سودايي از ملال

همچون بنفشه بر سر زانو نهاده ايم

غزل368: عشوه اي از لب شيرين تو دل خواست به جان

به شکر خنده لبت گفت مزادي طلبيم

+ نوشته شده در  شنبه 16 خرداد1388ساعت 10:52  توسط محمد کاظم طاهري  | 

ميزان مقبوليت تعريف گيرتز از دين با توجه به


آموزه های سوره حمد

 

  • دين مجموعه اي از نمادهاست: قابل قبول: برخي از عبادتها مانند نماز جماعت حالت نمادين هم دارند.{اياک نعبد}.
  •  
  • که شيوه ها و انگيزه  هايي قدرتمند و پايدار در انسان ايجاد کرده:  قابل قبول: مثلا عبادت يکي از شيوه هايي است که ايجاد کرده {اياک نعبد}  و تقرب به خدا و ترس از روز جزا هم انگيزه هاي قوي و پايدار آن است{لله رب العالمين....مالک يوم الدين}.
  •  
  • و تصويري از يک نظم فراگير در هستي اوليه ارائه مي دهد:  قابل قبول: اين نظم فراگير را به ناظم و پرورش دهنده نسبت ميدهيم{رب العالمين}.
  •  
  • اين مفاهيم را با لباسي از حقايق مي پوشاند: چنانچه نقادانه و با دقت بنگريم اين عبارت مورد قبول نمي باشد چرا که اين ها لباس حقايق بلکه خود حقيقت اند ولي چنانچه خوشبينانه و بگوييم که مابه ازاي خارجي حقيق براي ايم مفاهيم ارائه مي کند قابل قبول خواهد بود{اهدنا الصراط المستقيم صراط الذين انعمت عليهم}.
  •  
  • به نحوي که اين انگيزه ها و شيوه ها به شکلي منحصر بفرد واقعي تلقي مي شوند. قابل قبول: {مالک يوم الدين اياک نعبد و اياک نستعين... صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم}.
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 16:58  توسط محمد کاظم طاهري  | 

میزان مقبولیت تعریف دورکیم از دین با توجه به


آموزه های سوره حمد


*قایل شدن شانی معادل عقاید برای اعمال : پذیرفتنی: {ایاک نعبد(عمل) و ایاک نستعین(عقیده و نظر)}


*رد کردن ذاتی دانستن عقیده برای دین: غیر قابل پذیرش:{الحمد لله رب العالمین... مالک یوم الدین}


*دین به مثابه سیمان اجتماع و مایه قوام آن: پذیرفتنی:{ایاک نعبد و ایاک نستعین-اهدنا(ضمیر نحن: این یعنی ایجاد یکدلی در میان مومنین با انجام همگانی یک عمل آن هم ترجیحا بصورت دسته جمعی)...الذین انعمت علیهم(معرفی یک الگوی عمل برای جامعه)}


*اهمیت کارکردهای اجتماعی و یا عمومی دین و اهمیت فوق العاده کامیونیتاس: پذیرفتنی:{ایاک نعبد(اهمیت فوق العاده عبادات جمعی مثل نماز جماعت)...غیر امغضوب علیهم(کارکرد اجتماعی پیشگیری از رفتار غیر مومنانه و گمراهانه)}

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 10:54  توسط محمد کاظم طاهري  | 

آئين بودا (Buddhism)

آيين بودا (Buddha) از شاخه هاى كيش هندوست . اين آيين از هندوستان بيرون آمده و سراسر مناطق خاورى را در نورديده است و به علت داشتن انديشه هاى عرفانى لطيف و گسترش در مناطق پرجمعيت جهان ، پيروان زيادى دارد و اخيرا به اروپا و آمريكا نيز سرايت كرده است .

بيوگرافى و شرح حال

بودا نام اصلى او سيدرتا  است، مردى از خاندان كاشاتريا از شاهزادگان و اشراف هند كه در منطقه بنارس به دنيا آمد.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 5:26  توسط محمد کاظم طاهري  | 

نقدهایی کلی بر هندوئیسم


آيين هندو از جمله اديان ابتدايي است كه «دين» ناميدن آن تنها با تعريفي كه دين را «اعتقاد به امري قدسي» ميداند، امكانپذير است، والّا در مقايسه با اديان ابراهيمي بايد آن را مجموعهاي از افسانهها، اساطير و برخي توصيههاي اخلاقي و عرفاني، ناميد. هندوئيسم شكل تكامل يافته" آنيميسم" است و بنيانگذار شناخته شدهاي ندارد اين آيين گونهاي فرهنگ، آداب و سنن اجتماعي است كه با تهذيب نفس و رياضت همراه است و با اندكي تسامح ميتوان اصول اين دين را در موارد زير خلاصه كرد.

۱. اعتقاد و احترام به كتابهاي باستاني و سنتهاي ديني برهمنان.

۲. پرستش خداياني كه به ظهور آنها در دورههاي قديم عقيده دارند.

۳. اعتقاد به تناسخ.

۴. رعايت مقررات و طبقات اجتماعي (كاست) در معاشرت و ازدواج.

۵. احترام به موجودات زنده مخصوصاً گاو و...

طرفداران فرقههاي مختلف آيين هندو در ثالوث اعظم يعني خدايان بزرگ سه گانه با هم ديگر توافق دارند اين سه خدا عبارتند از:


بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 فروردین1388ساعت 15:6  توسط محمد کاظم طاهري  | 

تاريخ هندوئيسم

تاريخ هندوئيسم

 

شبه قارة هند سرزمين بزرگي است در جنوب قارة آسيا كه بعد از چين پرجمعيت‌ترين كشورهاي جهان است. اين سرزمين علاوه بر هند كنوني، بخش اعظمي از پاكستان بنگلادش، نپال را هم شامل مي‌شده است. شبه قارة هند در قديم با فلات ايران در ارتباط بوده و از نظر فرهنگي مشتركات زيادي با هم داشته‌اند.

بيشتر از دو هزار و پانصد سال قبل از ميلاد مردمي در اين سرزمين زندگي مي‌كرده‌اند سيه چرده، با موهايي مجعد كه اعقاب ايشان در جنوب شبه جزيره‌اي به نام (دراويديان) فراوانند.

سرزمين هند همانگونه كه در زمينة آب و هوا و مردمان سرزمين عجايب است، در زمينة اديان هم سرزمين عجيبي است. تنوّع و پيچيدگي عقايد در هندوئيسم بسيار دامنه‌دار است. گفته‌اند در ميان اديان دنيا، دين هندوئي مانند يك انبان فروشنده دوره گردي است كه هم اشياء نفيس عتيقه در آن ديده مي‌شود و هم ملزومات روزانة خريداران.(1)

هندوئيسم چون ديگر دين‌هاي جهاني، يعني مسيحيت، اسلام و يا آئين بودا تنها يك بنيانگذار نداشته است بلكه به مرور زمان در جامعة هند به خاطر وجود اختلافات طبقاتي يا به علّت برخي مسائل اجتماعي، در سرزمين هند به وجود آمده است. يعني تكامل هندوئيسم به صورت تدريجي بوده است. اين دين اندك اندك در دوراني بيش از دو هزار سال باليده و همة جنبش‌هاي فرهنگي و ديني هند را به خود جذب و يگانه كرده است.(2)

هندوئيسم از فرهنگ‌هاي بسيار متأثر شده است و كالبد انديشة هندو چون خود ملت هند گوناگوني بسيار دارد. هندوئيسم در سرزمين هند در ساية برخي اتفاقات و تغيير و تحولات و وجود اختلاف طبقاتي در شهر بنارس هند به وجود آمده و قديم‌ترين دين زندة جهان مي‌باشد.

محققين غربي برآنند كه زمان پيدايش مبادي معروف به وديك يا عصر برهمني مقدمه تحولاتي بوده كه عاقبت دين هندوئيزم را فراهم آورده است. و در نتيجه هندوئيسم عبارت شده است از يك سيستم مذهبي اجتماعي كه در ميان مردم آن سرزمين رشد و نمو يافته است.(3)

دين هندوئيسم يكي از پرطرفدارترين اديان جهان است كه عمدتاً در سرزمين هند محصور بوده است. البته جز در مواردي كه خود هندوها به نقاط ديگر جهان مهاجرت كرده‌اند؛ انتقال يافته است. در ميان اديان جهان، دين هندوئيسم از نظر اعتقاد به نظام طبقاتي ـ اجتماعي، دين منحصر به فرد است.(4)

مركز زندگي ديني در هندوستان شهر بنارس است. اين شهر با زائرين و مرتاضان و گاو و ميمون مقدس و دوهزار معبد و چندين پرستشگاه و پانصد هزار مجسمة خدايان و حمام‌هاي مقدس و انبار مخصوص سوزاندن اجساد، بزرگترين نمايشگاه جهان به شمار مي‌آيد. دورة هندوئيسم سومين دورة اكمال معنويت هندو است.(5) در نهايت چنين نتيجه مي‌گيريم كه دين هندوئيسم بنيان‌گذار خاصي ندارد بلكه محصول فرهنگهاي بسيار است. و اكنون اين را در قالب آيين‌ها و جشن‌هاي

اجتماعي هندو روشن‌تر مي‌توان ديد.

هرگونه اعمال ديني از جشن‌هاي ودايي گرفته تا مراسم قبيله‌هاي ابتدايي جان‌پرست، همه را مي‌توان در كالبد هندوئيسم يافت.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:

1. تاريخ جامع اديان، جان بي‌ناس، (ترجمه علي اصغر حكمت).

2. جهان مذهبي، ريچارد بوش، (ترجمه عبدالرحيم گواهي).

3. آشنايي با تاريخ اديان، غلامعلي آريا.

4. هندوئيسم، ك م. سن: (ترجمة: ع. پاشايي).

5. اديان زندة جهان، تأليف رابرت هيوم.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . آريا غلامعلي، آشنايي با تاريخ اديان، انتشارات پايا. سوم، 1379، ص 45،
[2] .
ك.م: سن: هندوئيسم، انتشارات فكر روز، چاپ دوم، 1375، ص 13، .
[3] .
مبلغي آباداني، عبدالله: تاريخ اديان و مذاهب جهان، چاپ اول، 1373، انتشارات منطق سينا، ص190.
[4] .
همان.
[5] .
هيوم، رابرت اديان زندة جهان، چاپ چهارم، 1374، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، ص52.

منبع

http://etka.fatehnet.net/content/view/7312/52/

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 فروردین1388ساعت 14:49  توسط محمد کاظم طاهري  | 

دين آلت پرستي در هندوستان

سرزمين هند نه تنها در زمينة آب و هوا و مردمان، سرزمين عجايب است، در زمينة اديان هم سرزمين عجيبي است. تنوع و پيچيدگي عقايد در مبدأ هندوئيسم بسيار دامنه دار است. گفته‌اند در ميان اديان دنيا، دين هندويي مانند يك انبان فروشندة دوره گردي است كه هم اشياء نفيس و عتيقه در آن ديده مي‌شود و هم ملزومات روزمرة خريداران. دين هندو عبارت است از مجموعه اعتقادات و سازمانهاي بيشمار و در هم آميخته‌اي كه زمان پيدايش وداها به ظهور رسيده و تا كنون هم ادامه دارد. اين دين داراي يك سلسله عقايد فوق العاده گوناگون و اعمال مختلف و متضادي مي باشد.

مردم سرزمين هندوستان مردماني داراي عقايد و دينهاي گوناگون هستند. در آنجا از گاو پرستي و بت پرستي و ... گرفته تا آلت پرستي در بين مردم رواج دارد. تا جايي كه به زشت‌‌ترين و قبيح‌ترين عضو بدن انسان، ارزش قائل شده و آنرا مي‌پرستند. يكي از هفت معبد بسيار مقدس شيوا (لينگايي هند) است. در اين معبد آلت تناسلي مردانه‌اي كه از نقره ساخته شده در وسط معبد قرار دارد، زيارت كنندگان مرد و زن هر دو به نيايش و استغاثه به درِ خانه اين مجسمه (معبود) مشغول بوده هر كدام فرمولها و اوراد نيايشي خاصي را زمزمه مي‌كنند و حاجات خود را طلبند.(1)

نحوة پرستش «لينگا» (آلت مردانه) بدين صورت است كه آنرا با آب و يا شير، پاك و استحمام مي‌كنند، ديگران آنرا لمس كرده، روغنهاي خوشبويي به آن ماليده، آن را با گلهاي تزئيني زينت مي‌كنند و عده‌اي نيز نذورات خود براي آنرا به كاهن (روحاني) معبد مي‌دهند. اين لينگا در يك يوني كه محل خاصي است قرار داده شده است. بالاي آن نيز يك مخزن طلايي قرار داده‌اند تا دايماً قطرات آب روي لينگا (آلت مردانه) چكيده و آنرا مرطوب نگه دارد. اين آب را بعداً جمع كرده و به عنوان (آبي مقدس) بين زايرين معبد تقسيم مي‌كنند كه حالت (داروي) باروري را دارد.

استفاده از مخازن و يا حوضچه‌هاي مصنوعي آب در بيرون از معابد كه راه پله‌هايي در كنار آنها تعبيه شده كه شخص نيايشگر از طريق آنها به داخل حوضچه رفته و قبل از زيارت معبد خود را تطهير کند، از ديگر رسوم اين معابد است. در بعضي از اجتماعات و محلّات شيوايي، داماد مجسمه‌اي طلايي از اين لينگا و يا آلت تناسلي مردانه را كه روي زنجيري از طلا نصب شده به گردن عروس مي‌اندازد و او هم هرگز به هيچ دليلي آنرا از خود جدا نمي‌سازد.(2)

تمثال لينگا يا آلت تناسلي مردانه همچنين در نمازخانه منازل مسكوني نيز يافت مي‌شود و نمونه‌‌هاي نسبتاً بدتراشيده شدة آن نيز در كنار جاده‌هاي روستايي و يا راههاي كوهستاني به چشم مي‌خورد. در مذهب لينگا پرستان كه همان آلت پرستي است، تعدادي فرقه‌هاي (گروههاي) فرعي نيز وجود دارد. پيروان اين آئين همواره يك لينگاي كوچك سنگي (آلت) را كه در يك جعبة نقره‌اي قرار داده شده با خود حمل مي‌كنند.

در خرابه‌هاي شهرهاي هند هزاران مجسمه و نمونة آلات تناسلي پيدا شده است كه به صورت اولين تمثال و يا مجسمه براي پرستش و نيايش شيوا در آمده است. در تمام معابد شيوايي در نقطة مركزي معبد كه مقدسترين مكانهاي مقدس معبد مي‌باشد مجسمه‌اي از يك آلت تناسلي قرار داده شده است.(3)

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:

1.  تاريخ جامع اديان، تأليف جان بي ناس.

2.  تاريخ مختصر اديان بزرگ، تأليف فليسين شاله.

3.  هندوئيسم، تأليف ك. م. سين.

4.  آشنايي با تاريخ اديان، تأليف غلامعلي آريا

5.  جامعه شناسي اديان، تأليف دكتر علي شريعتي.

--------------------------------------------------------------------------------
[1] .
اديان در جوامع امروز، ترجمة عبد الرحيم گواهي، انتشارات دفتر نشر و فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1374، ج1، ص246 و 247.
[2] .
آريا، غلامعلي، آشنايي با تاريخ اديان، انتشارات پايا، چاپ سوم، 1379، ص 60.
[3] .
رابرت. ا. هيوم، اديان زندة جهان، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1369، ص54.

منبع

http://etka.fatehnet.net/content/view/7313/52/


+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 فروردین1388ساعت 14:30  توسط محمد کاظم طاهري  | 

تاريخ الهيات مسيحي

کليسا تا سال ۵۰۰ ميلادي

کليساي مسيح که در سال ۱۰۰ ميلادي اقليتي کوچک، و بعضاً تحت آزار و جفا بود، بين سال‌هاي ۱۰۰ تا ۵۰۰ دچار تحولاتي شگفت‌انگيز شد. اگرچه از اناجيل چهارگانه و رسالات رسولان در کليساها استفاده مي‌کردند، اما هنوز به شکل"عهدِجديد" مجموعه‌اي مدون نشده بودند.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 13:10  توسط محمد کاظم طاهري  | 

آغاز مسيحيت در ايران

اولين سؤال در رابطه با تاريخ مسيحيت در کليساي ايران موضوع قدمت آن است. کليسا در ايران از چه زماني به‌طور جدي آغاز گشت؟ بايد اذعان نمود که پاسخ به اين سؤال چندان ساده نيست چرا که بيشتر اطلاعات در هاله‌اي از ابهام و ترديد قرار دارد. گزارش‌هايي که از ورود مسيحيت به ايران در دست است بيشتر بر اساس روايات و احاديثي استوار است که نمي‌توان آن را مدارک موثقي در اين خصوص دانست. عيسي مسيح در زمان فرهاد پنجم (فرهادک) که از پادشاهان سلسله اشکانيان (پارت) بود به‌دنيا آمد و به‌هرحال بايد شروع مسيحيت در ايران را به قدمت حکومت اشکانيان در ايران دانست. براي بررسي شروع کليسا در ايران بايد به اين روايات به‌طور اجمالي اشاره نمود.

بقيه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 12:38  توسط محمد کاظم طاهري  |